تبليغاتX
سایبــان14
عادت داشتیم که پس از بیداری از خواب، وضو بگیریم. در وقت نگهبانی ،چند بار داخل چادر شدم. بچه ها در خواب عمیقی بودند. هنوز ساعتی به وقت نماز شب مانده بود.

چند تن از بچه ها بیدار بودند. یک بار دقت کردم ، صدای ذکر شنیدم. صدای آن بیدار ها نبود،

            خواب ها، در خواب ذکر "یافاطمه ،یافاطمه"،"یاحسین، یاحسین" و...می گفتند

عجیب بود ومرابه اندیشه واداشت؛ از بس در روز به یاد خدا و اولیاء الهی بودند و باوضو می خوابیدند، شب هنگام، در خواب هم ذکر خدا بر لبشان بود. آن نوجوانان به من زاهد و عارف می گفتند؛ چون من، چند لقمه کمتر از آن ها می خوردم؛

اما عارف راستین خودشان بودند. روح و قلبشان نورانی بود.اگر چنین نبود، توانایی آن همه سختی و رنج را نداشتند.

منبع:کتاب سیزده ساله ها

آسمانه



برچسب‌ها: شهید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/14ساعت 16:2  توسط منتظر  | 

02-tafavote-2-ax

 

.

 

.


01-tafavote-2-ax

______________________________________________________________________________

"مادر"دو بخش دارد و"ما" هر چه فریاد داریم از بخش دوم است ...در...


*** امام صادق (ع)فرمود: نيکي به پدر و مادر نشانه شناخت شايسته بنده خداست. زيرا هيچ عبادتي زودتر از رعايت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضايت خدا نمي رساند.(بحارالانوار،ج74،ص77)

***روزى رسول اكرم (صلی الله عليه و آله) به خانه حضرت زهرا (سلام الله عليها) وارد شد. فاطمه (سلام الله عليها) در آن هنگام مشغول نماز مستحبى بود. وقتى كه صداى پيامبر (صلی الله عليه و آله) را شنيد، به احترام پدر بزرگوارش نمازش قطع كرد و شتابان به استقبال پيامبر (صلی الله عليه و آله) رفت و سلام كرد. پيامبر (صلی الله عليه و آله) دست محبت بر سر حضرت زهرا (سلام الله عليها) كشيد و فرمود : «خدا تورا مشمول مهر و رحمتش قرار دهد.

ازوبلاگ:عشق یعنی یه پلاک


دارم فکر میکنم:

که چقدر هم ادعایمان می شود...

خداوند به کسی که به پدر ومادرش نیکی کند، پاسخ می دهد،فکر نمی کنم فرقی داشته باشد که مسلمان باشد یا که نباشد!


برچسب‌ها: نیکی به پدر ومادر, حضرت فاطمه
+ نوشته شده در  جمعه 1391/01/25ساعت 0:24  توسط منتظر  | 
بسم الله ...

مادرم تعریف می کرد:

وقتی خبر آوردند که عمویت شهید شده،مادرش که فهمید،بی قراری می کرد،گریه و زاری می کرد.

یک لحظه دیدم عمورمضان از توی حیاط سریع آمد پیش مادرش.ایستاد ونگاهش کرد.

اما وقتی دید که من نگاهش می کنم از همان جایی که آمده بود برگشت...

ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات...

(اززبان همسرِبرادر شهید)

منبع:آسمانه


+  من آن یاس کبودم که در سینه قبرم** فقط اشک تو ریزد شبانه روی قبرم


برچسب‌ها: شهید, زنده
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/20ساعت 19:14  توسط منتظر  | 


قالب وصال
برای میهن بلاگ|بلاگفـــــا|بلاگ اسکای
کلیک کنید



برچسب‌ها: قالب رهبری, قالب ولایت, قالب بلاگفا, قالب بلاگ اسکای, قالب مذهبی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/01/15ساعت 14:58  توسط منتظر  | 
منطقه عملياتي فاو بوديم كنار اروند رود داخل سنگر، روزگار مي‌گذرانديم .شهيد قنبري مي‌گفت:"بچه‌ها بجنبيد، يك فكري بكنيد اگر زودتر دست به كار نشويد و به شهادت نرسيد معلوم نيست فردا كسي بتواند جنازه شما را از روي زمين بردارد چون جوانان به سرعت دارند به شهادت مي‌رسند خلاصه گفته باشم".


نرم افزار راهیان نور.شوخ طبعیها


باتاخیر:

عیدکُم مَبروک!


برچسب‌ها: شهید, لبخند خاکی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/01/07ساعت 13:19  توسط منتظر  | 


وقتی که  رفتی

تو این اندازه نبودی!


علی اکبر رفتی،

علی اصغر برگشتی...

از اهل زمین:
وقتی می فهمم خونِ شما خاک راپرورده کرده ،آرامتر قدم برمی دارم...


برچسب‌ها: شهید
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 21:14  توسط منتظر  | 






برچسب‌ها: سوره نور
+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 21:10  توسط منتظر  | 
شاید اندازه ی آن نباشم که روایت کنم ولی:

بهارِ امسال که مناطق راهیان رفتیم،بیشتر از همه جا "شرهانی"دلم را کَند.عجیب بود! از شلمچه هم بیشتر برایم دلربا تربود.

آن غروبش،آن غربتش...اصلا عجیب " غریــــب"بود.

یاد حضرت زینب،آن تل زینبیه دلم را پر کرد.

بعد ها که کتاب خانه ام را می گشتم،کلمه ی شرهانی در یک برگه نظرم را جلب کرد.وقتی خواندم نوشته بود:

رمز عملیات:یازینب کبری

...

شلمچه،فکه،اروند رود،طلاییه به خدا خوب هستند ولی جایی که غریب تر است "شرهـــــانی"ست.

شنیده ام افراد خاص را می طلبند،

بدانید ای پاکان!

من در سیاه بازی و سیاه کاری و تاریکی خاص ام.

می طلبید مــــــــــرا ایهــــا الشهداء؟



از دیگران:

اینجا شرهانی است...

کلیپ تفحص شهدای شرهانی


برچسب‌ها: شرهانی, راهیان نور
+ نوشته شده در  جمعه 1390/12/26ساعت 17:12  توسط منتظر  | 
...نکته دیگری که باید اضافه کنم، این است که همیشه برای ما چهره آقایان خمینی و خامنه‌ای را با تصاویری عصبانی و عبوس نشان می‌دهند اما من در تهران تصاویری از این دو شخص دیدم که بسیار زیبا و در حال لبخند زدن بودند و با تصویرسازی که در کشور من از آن‌ها می‌شد کاملاً متفاوت بود.

متن کامل + تصاویر وضوگرفتن شان علی استون در ادامه مطلب


خداگفت:

ان الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

مراقب باشم!
گاهی منِ کهنه کار هم  اندازه ی یک تازه کار  نمی شوم!


برچسب‌ها: علی استون, اسلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1390/12/19ساعت 20:21  توسط منتظر  |